خرید بک لینک

درباره سایت

من کوه نیستم

امکانات وب

یه سوالی ذهنمو خیلی مشغول کرده

یزدی ها به کیک یزدی چی میگن؟

کیک خودمون؟

برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 0:02

ترسوندن یه بچه کوچیک

خیلی حال میده..

از سن و سالمم خجالت نمی کشم

برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 0:02

با من بخونید

موی سپید و توی آینه دیدم دیدم
آهی بلند از ته دل کشیدم کشیدم
تازیر لب شکوه رو کردم آغاز
عقل هی ام زد که خودت رو نباز نباز
عشق باید پادر میونی کنه
تا آدم احساس جوونی کنه

عشق باید پادر میونی کنه
تا آدم احساس جوونی کنه

عشق باید پادر میونی کنه
تا آدم احساس جوونی کنه

بلند بخونیددد

برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 0:02

من چند تا دونه ریشام سفید شده دارم احساس پیری میکنمو مثل پیرمردا همه جونارو نصیحت میکنم اون وقت زن پسر خالهرفته همه موهاشو سفید کردهالبته میگن ما که ندیدیم صد رحمت به موی تنباکویی با یکم دودی شیری

برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 0:02

سال نو مبارک

امیدوارم سال خوبی داشته باشیدد

متاهلا دعواهاشون کمتر بشه

مجردا هم مزدوج بشن

سینگلا یار دار بشن

اونایی هم که دلشون بچه میخواد خدا بهشون بده

حالا این که تو گرونی بچه میخوان به من چه

پولش که من قرار نیست بدم

برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 0:02

سال ها پیش یه مورد ازدواجی پیش اومده بود اهالی شهری که پسته های خوبی داره بودن داداش دختره و بعضی از اعضا خانوادشون قاچاقچی بودناز این قاچاقچی ها کوچولوها نهیه قاچاقچی متوسط رو به گردن کلفت منم که

برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 0:02

قبل عید به پدر جان میگفتم پدر جان بعد از تصادف و از دست دادن ماشینتسفر نرفتییه سفر برید با مامان یه اب و هوایی عوض کنیدو تاکید هم کردم حتما برادر جان هم باهاشون باشهبالاخره یکی باید باشه وسایل رو حمل

برچسب: نویسنده: پرنیا کوهی تاريخ: دوشنبه 26 فروردين 1398 ساعت: 0:02

صفحه بندی